Tuesday, February 20, 2007

مسابقه فعلاً تعطيله و من کلی راحتم.بايد به مقاله های عقب افتاده برسم
و همين طور به LMSکه قولش را به فرهاد دادم.
امروز رفتم اسمم رو واسه حج عمره نوشتم،می دونم که اسمم تو قرعه کشی در مياد.


Saturday, February 3, 2007

خسته ام

چی می خوام بش بگم که من از تو سرم.

احمق، آخه سر بودن يعنی چی؟
چرا نمی تونم عين آدم تصميم بگيرم؟

Friday, December 29, 2006

روز جمعه


امروز رفتم سر لوکيشن مسابقه، از صبح تا شب، اون قدر سرد بود که تمام اعضای بدنم عين چوب خشک شده و سرما رفته تو جونم انگار. خدا به خير کنه ،وسط اين همه کار، وقت سرما خوردن ديگه ندارم.

امروز صبح، شنيدم که کريمی راد در يک حادثه رانندگی کشته شده، دخترش همکلاسی دوره کارشناسی ام بود. خدا رحمنش کنه.

و اين بحث های بيهوده که تمام انرژی من را می گيرند.

Tuesday, December 26, 2006

شروع


می نويسم تا گم نشم.
حداقل بيشتر از اين گم نشم.